Translate

دوشنبه، مهر ۰۸، ۱۳۹۲

افراد حمله کننده به روحانی ، به جمعی خوارج نسبت داده شده اند!


این گفته های نماینده رژیم محمد دامادی در مجلس اشغال شده ایران است:

"کفن پوشان چیزی از نرمش قهرمانانه نفهمیده​اند،
 

عمل این جماعت شبیه ترین اعمال به عمل خوارج است که از مولا و رهبر خود 

پیشی گرفتند و خود را در مقام تشخیص درموقعیت برتری قرار دادند."

*****************************************************************************************


آخوند برای توجیه هر مسئله ی یک ابزاری برای خود تولید نموده است ، هشت سال ادامه جنگ را بر ملت ایران تحمیل کرد و از ارق و غیرت ملی ایرانی سوء استفاده نمود و هزاران ایرانی غیرتمند را با این ترفند شیطانی اش به خاک و خون نشاند تا اینکه آن پروژه شهید سازی در نهایت خاتمه یافت و خوراک تبلیغاتی رژیم مهیا گشت،می گویند ما شهید ندادیم تا با امریکا مذاکره کنیم ، ما شهید ندادیم که از مواضع و اصول اساسی و بنیادین نظام عقب نشینی کنیم ، ما شهید ندادیم که لچک از سر دختران ما گرفته شود ،و و و... و در نهایت به این مفهوم که ما شهید ندادیم که ملت ما آزادانه بخواهد نفس بکشد ، کاشکی همان شهیدان امروز زنده می بودند و خودشان پاسخ شما جنایتکاران را می دادند که چگونه خون پاک آنها را آلت دست ظلم و جبر و جنایت و غارت خود کرده اید و اینگونه ملت ما را به مسلخ کشانده اید،

اما اینروزها این نیرنگ بازان فاسد ودررأس آن ، سرکرده مجرمان و اشغالگران جنایتکار و غارتگر، علی روضه خوان قبرستان های مشهد، به یکباره تقیه نموده و به نوعی هرچند خفیف، اما بهرحال تغییرموضع داده و در یک چشم بهم زدن ،پا روی همه اصول نظام ننگینش و همان داستان های ساختگی و عوامفریبشان یعنی خون شهدا و اعتبار خانواده های آنها و غیره گذاشته و سیاست نرمش قهرمانه ، یعنی چراغ سبز برای مذاکره با امریکا را روشن نمود که در این میان به قبای عده ای از ذوب شدگان سابق مولا علی روضه خوان برخورده واینطور که مشاهده شد خون آنها را شدیدا به جوش آورده و آنها را اربده کشان روانه فرودگاه مهرآباد به جهت استقبال از آقای روحانی، البته با لنگه کفش و تخم مرغ نموده است،

اینطور پیدا بود که آنها ناگهان بهوش آمده و اعاده حیثیت نموده و انگاری که درک کرده اند که سالیانیست به غیراز تنها و تنها یک مشت مترسک وعروسک خیمه شب بازی برای اربابان دزد و جنایتکار وغارتگرشان، هیچ چیز دیگری نبوده و پشیزی ارزش نداشته اند،

 البته نظر من در ارتباط با سیاست نرمش قهرمانانه آخوندی روشن است، چرا که این هم هرگز راه بجایی نخواهد برد و این رژیم خدعه کار و نیرنگ باز فرصت طلب  وقت خرین، دیگر برگی برای بازی در سیاست بین الملل ندارد،حتی با رو کردن این روباه بنفش بنام روحانی اشغالگر و دنیا خیلی خوب می داند که تنها این پالون است که عوض شده است وگرنه جمهوری اسلامی همانست که سی و اندی سال....!، همه ما بخوبی میدانیم که نه امریکا پذیرای این است که این رژیم همچنان به تولید انرژی هسته ای خود ادامه دهد و نه خودشان از آن دست برمیدارند، می گویند ما میلیاردها از پول بیت المال خرج نموده ایم و دست بر نخواهیم داشت، اما نمی گویند که آیا این با خواست و اراده همین ملت بوده است یا خیر و یا اینکه آیا تحمل تحریم ها بواسطه همین سیاست روانپریشانه شما برای این ملت ستم دیده کمرشکن خواهد بود ویا در صورت ادامه لجاجت شما مواجهه شدن با یک جنگ خانه مان سوز و یا اینکه قید دستیابی به سلاح هسته ای را بزنید؟ چهار نفر از کارمندان سازمان انرژی هسته ای را خودتان کشتید و فرزندان آنهارا یتیم نمودید و البته به دروغ آنرا به سرویس های اطلاعاتی موساد ارتباط داده اید تا در اینجا هم خوراکی تبلیغاتی برای خود دست و پا کرده باشید و اکنون بهانه تان برای فریب افکارعمومی و پافشاری در این خصوص همین چهار شهید و پولییست که به زور سرنیزه از جیب ملت ربودید و آنرا خرج مقاصد شوم ضد بشری و جاه طلبانه تان و البته پایداری ابدیتان نمودید.


شنبه، مهر ۰۶، ۱۳۹۲

ازدواج با فرزند خوانده،قبحی که رژیم آخوندی برای آن مجوز صادر می کند!!!




رژیم جنایتکار ، رژیم ضد اخلاق ، ضد فرهنگ ، ضد زن و زن آزار و کودک آزار ،این دکان داران مذهبی نمای پلید ضد بشر ، ازدواج با دختر خوانده را هم مجاز دانستند و در حال قانونی کردن این مصوبه هستند که به پیشنهاد مجلس مزدوران اشغالگر آخوندی به شورای نگهبانی از فساد و مفسدان حکومتی ،  فرستاده شد

متاسفیم......



روزآنلاین: پیش از این در لایحه حمایت از کودکان، ازدواج "سرپرست" با "فرزندخوانده" به طوری کلی "ممنوع" بود، اینک اما نمایندگان مجلس با اصلاح ماده مربوط به این موضوع (ماده ۲۷)، ازدواج سرپرست و فرزندخوانده را "مشروط" به حکم دادگاه صالح کرده‌اند. این لایحه روز یکشنبه ۳۱ شهریور با تصویب مجلس برای تایید به شورای نگهبان رفته است. تصویب چنین ماده‌ای از سوی قوه مقننه، موجبات نگرانی فعالان حقوق زن و کودک در ایران را فراهم کرده است. توران ولی‌مراد، فعال حقوق زنان و دبیر ائتلاف اسلامی زنان با طرح این سئوال که "پشتوانه‌های علمی و واقعیت‌های اجتماعی موید تصویب این مصوبات چیست" به "روز" می‌گوید: "تحقیقات و شواهد همه نشان می‌دهند حتی سخن گفتن از این مسائل در جوامع خطرناک است. مطرح کردن این مسائل، قبح آن را ازبین برده و باعث رواج آن می‌شود چه برسد به قانونی کردن آن. من متاسفم که این ماده در مجلس تصویب شده و نماینده‌ها با آن موافق بوده‌اند."

سالار مرادی عضو کمیسیون اجتماعی مجلس اما در گفت‌وگو با "روز" از اصلاح این ماده دفاع می‌کند: "فرزند خوانده حکم فرزند را ندارد. فقه و شرع این اجازه را می‌دهد که سرپرست با فرزندخوانده ازدواج بکند." او ادامه می‌دهد: "دختری که وارد یک خانواده می‌شود در زمانی که به سن بلوغ برسد، به مردهای آن خانواده نامحرم است. مگر اینکه صیغه محرمیت یا عقدی جاری شود."

ولی‌مراد اما با انتقاد از نمایندگان مجلس می‌گوید: "تعجب می‌کنم که چرا زنان مجلس به این ماده اعتراض نکردند. من نمی‌دانم خانم‌هایی که در مجلس هستند پس قرار است چه کار بکنند؟ مردان هم همین طور؛ این‌ها خودشان پدر هستند فکر نمی‌کنند این اتفاق می‌تواند برای دختر بچه خودشان هم بیافتد؟ نمایندگان مجلس وقتی در خصوص مسائل مربوط به کودکان تصمیم گیری می‌کنند باید تمام بچه‌های کشور را مثل بچه‌های خودشان فرض کنند. با چه عقل و منطق و استدلالی می‌توان پذیرفت که مردی که قرار است برای کودک بی پناهی پدری کند، اجازه داشته باشد با او ازدواج کند و با وی رابطه جنسی داشته باشد؟"

ولی‌مراد: مسیر مخالف دنیا را نرویم

در ماده ۲۷ لایحه حمایت از کودکان آمده است: "ازدواج چه در زمان حضانت و چه بعد از آن بین سرپرست و فرزندخوانده ممنوع است مگر اینکه دادگاه صالح پس از اخذ نظر مشورتی سازمان، این امر را به مصلحت فرزندخوانده تشخیص دهد."

توران ولی‌مراد، مدیر "شبکه ایران زنان" این را نقض آشکار حقوق زنان و کودکان می‌داند و می‌گوید: "کسی که می‌خواهد رابطه جنسی برقرار کند مرد است، قاضی هم مرد است. اگر نمایندگان توانسته‌اند چنین ماده‌ای را تصویب کنند پس چنین قاضی‌ای هم که رای به ازدواج بدهد پیدا می‌شود."

این فعال حقوق زنان همچنین معتقد است وجود چنین قانونی به روح جامعه آسیب می‌زند: "این قانون به جوانمردی و تقویت روح رحمت و عطوفت صدمه می‌زند و حس هوس‌رانی و بوالهوسی و طمع‌ورزی و علاقه به داشتن ارتباط جنسی با کودکان را تقویت می‌کند، یعنی از اساس خطاست."

او ادامه می‌دهد: "کدام زنی می‌تواند قبول کند که بچه ای را بیاورد و برایش مادری کند، در حالی که بداند این کودک می‌تواند شریک عاطفی و جنسی شوهرش بشود؟ همین مسائل به سادگی سلامت خانواده را هم تهدید می‌کند."

عضو شورای مرکزی جامعه زینب با اشاره به اینکه این‌گونه قوانین علاوه بر ضایع کردن حقوق کودک و زن، به اسلام هم صدمه می‌زند، می‌گوید: "همه دستورات اسلام مخالفت با ظلم است و مخالفت با تضییع حقوق انسانی است."

او ادامه می‌دهد: "در همه جای دنیا قانون تصویب می‌کنند، فرهنگسازی می‌کنند و از لحاظ اجتماعی امکانات فراهم می‌کنند که هیچ فرد بالغی اجازه نداشته باشد به یک بچه نابالغ با انگیزه جنسی دست بزند و این کار جرم به حساب می‌آید. ما که قرار نیست مسیر عکس را برویم. قوانین باید این گونه باشند که از کودک حمایت همه جانبه کنند تا به سن بلوغ و رشد برسد و خودش انتخاب بکند."

سالار مرادی، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس اما نظر شرعی را موافق با چنین قانونی می‌داند: "زمانی که دختری وارد خانواده می‌شود و به سن بلوغ می‌رسد به مردهای آن خانواده نامحرم است. باید در نظر بگیریم که شرع و فقه این اجازه را می‌دهد و ما نمی‌توانیم چیزی که شرع اجازه آن را داده ممنوع کنیم."

مرادی می‌افزاید: "قانون به خاطر اینکه هم حقوق طفل رعایت بشود هم حقوق خانواده، این را مشروط کرده به اجازه دادگاه، ولی این مغایرتی با فقه و شرع ندارد."

توران ولی‌مراد دبیر ائتلاف اسلامی زنان با این نماینده مجلس مخالف است: "از زاویه اخلاقی هم که نگاه کنیم در اسلام به اخلاق و ارزش‌های اخلاقی سفارش شده است. نباید لطف و رحمتی که یک فرد به یک بچه بی‌سرپناه می‌کند به هوس و طمع بهره‌وری جنسی آلوده شود."

او ادامه می‌دهد: "چنین قانونی امکان بهره بردن جنسی از کودکان را فراهم می‌کند. زاویه دید باید پدر و فرزندی باشد تا سرپرست بتواند پدری کند. چنین مسائلی باید تقبیح و مطرود بشود نه اینکه با اما و اگر چنین مساله‌ای را مجاز کنند."

نامه‌ای به معاون حقوقی رییس‌جمهور

"این ماده اگر به قانون تبدیل شود علاوه بر قانونی کردن خشونت جنسی علیه دختربچه‌های بی‌سرپرست، باعث عدم تمایل زنان متاهل به گرفتن فرزندخوانده دختر، بر هم زدن امنیت روحی زنان در این خانواده‌ها، فرهنگ سازی در جامعه در این راستا و شکستن قبح اجتماعی آن است." این بخشی از نامه توران ولی‌مراد دبیر ائتلاف اسلامی زنان به الهام امین‌زاده، معاون حقوقی رئیس جمهور است. او همچنین در این نامه یادآوری کرده: "توجه دارید که قیدِ ذکرِ «در زمان حضانت» حتی ازدواج با دختران زیر سن ۹ سال را هم دربرمی‌گیرد که بالاتر از خشونت جنسی و روانی، مرگ در اثر صدمه های جسمی و جراحت را می‌تواند به دنبال داشته باشد."

از ولی‌مراد در همین خصوص سئوال می‌کنم: آیا معاون حقوقی می‌تواند جلوی قانون شدن چنین ماده‌ای را بگیرد، او پاسخ می‌دهد: "این لایحه در روال طبیعی خودش است و الان نه دست دولت است نه مجلس، البته دولت و مجلس اگر متوجه خطر این مساله بشوند، می توانند متقاضی برگشت لایحه باشند. معاون حقوقی رئیس جمهور اگر بخواهد تابع روال طبیعی باشد وظیفه ندارد که کاری کند اما به هر حال همه افراد مسوول هستند تا اجازه ندهند این مساله به قانون تبدیل شود، چه معاون حقوقی و چه دیگر مسوولان." این فعال حقوق زنان می‌ افزاید: "من به فعالین حقوق کودک و حقوق زنان، نهادهای مدنی و رسانه‌ها امیدوارم که بتوانند از هر طریق که می توانند، اعم از ایجاد موج رسانه‌ای و به صحنه آوردن مردم یا لابی و برقراری ارتباط با اشخاص موثر کاری کنند. کسانی که در مقام مسوولان این جامعه نشسته‌اند باید متوجه باشند که مردم به آنها اجازه نمی‌دهند قانون هایی این چنین را تصویب کنند و به اجرا درآورند چرا که این گونه اعمال خلاف عقل است. از این رو که عقل یکی از پایه ها قانون در شرع است چیزی که خلاف عقل باشد خلاف شرع هم هست."

در نخستین مصوبه اصلاحیه لایحه ازدواج سرپرست با فرزندخوانده، ممنوع شده بود اما در دومین مصوبه که در اسفند ماه ۹۱ در مجلس به تصویب رسید ازدواج با فرزندخوانده مشروط شد. اما چرا حالا که این لایحه برای تایید نهایی رفته، در رسانه‌ها بازتاب پیدا کرده است؟ این سووال را از دبیر ائتلاف اسلامی زنان می‌پرسم، او با اشاره به اینکه این ماده در سکوت خبری اصلاح شده و در آن زمان رسانه‌ها بیشتر به خبرهای سیاسی و انتخابات توجه داشتند، می‌گوید: "متاسفانه انجمن‌های مدنی حمایت از کودک و حقوق زنان امکانات کافی برای حضور پررنگ در مراکز قانون‌گذاری ندارند، رسانه و صدای تاثیرگذار در اختیار ندارند و به همین دلایل با اینکه تلاششان را می کنند حضورشان کمرنگ است."

او اضافه می‌کند: "همچنین مراکز تصمیم گیر و تصمیم ساز راه را برای حضور پررنگ نهادهای حامی زنان و کودکان باز نمی‌کنند و مراکز قدرت خودشان را از حضور آنها فارغ کرده‌اند. این نوع مصوبات نشان می دهد که مراکز قدرت حتی از تحقیقات کارشناسی هم خودشان را محروم کرده‌اند."

ولی‌مراد در پایان تاکید می‌کند موضوعی که در تبصره ماده ۲۷ این لایحه تصویب شده از ریشه دچار اشکال است: "مساله یک کودک بی‌سرپرست، یک بچه بی پناه است که در جامعه مدنی مسئولیت حفظ و نگهداری و سلامت او از ابعاد مختلف وظیفه دولت است. یعنی دولت موظف است زمینه و امکانات سلامت جسمی، روحی و روانی او را تامین کند و سلامت رشد و شخصیت او از همه لحاظ وظیفه دولت است تا بالغ بشود. حالا دولت می‌خواهد امکاناتی را فراهم کند که این بچه بتواند در خانواده رشد کند و از حمایت خانواده برخوردار باشد. یعنی داشتن پدر و مادر و احتمالا خواهر و برادر را تجربه بکند و محبت پدر و مادر را حس کند. حالا چطور ممکن است اجازه بدهند که کسی که قرار است جای خالی پدر را برای او پر کند با این بچه ازدواج کند و رابطه جنسی داشته باشد؟"

پایدار باد شورای ملی ایران بعد از سی و اندی سال تکروی و جدایی ها....

این ابرمرد آزاده تاریخ ایرانزمین و این مبارز خستگی ناپذیر قاطع ، از همان ابتدا تا به امروز با فروتنی و تواضع هرچه تمامتر که در خوی پاک ایشان نهفته است تنها خودشان را یک سرباز وطن و یک شهروند معرفی نمودند، اما خواه ناخواه ایشان ، لیدر ، فرمانده و هدایت کننده رهانندگان و مبارزان راستین و سربازان بی جیره و مواجب و بی توقع و قسم خورده مام میهن هستند ، ما از دشمنان و مغرضان و کینه توزان هیچ انتظاری نداریم و انتظار بیش ازین از اینها نمیرود ، اما بسیار متاسفیم برای آندسته بظاهر دوست که با وصل کردن خودشان به اعلیحضرت بعنوان طرفداران سامانه پادشاهی پهلوی ، اما از ابتدا تا امروز تنها و تنها به دنبال منافع شخصی خویش و قدرت طلبی و جاه طلبی بوده اند، وفادار نبوده و نیستند و نخواهند بود ، چرا که یک سرباز ، همیشه و در همه حال یک سرباز است و مطیع امر فرمانده ، آنها هیچوقت سرباز نبودند ، تنها خودشان را یک هودار ، آنهم به دروغ معرفی می نمودند و در جایی که باید در عمل این را به اثبات میرساندند و برسانند متاسفانه با بهانه جویی ها و رفتارهای ناپسند و دشمن شاد کن راه دیگری را برگزیدند و البته مختارند که به راهکار خودشان بپردازند، اما نه با عنوان یک هوادار پهلوی و اعلیحضرت رضاشاه دوم .

پاینده ایران و ایرانی آزاده و به امید پیروزی مبارزان راستین مام میهن و پیشرفت روزافزون شورای ملی ایران با اتحاد و انسجام هرچه بیشتر

جاوید شاه .

پنجشنبه، مهر ۰۴، ۱۳۹۲

دیدگاه رضا شاه بزرگ در مورد جدایی دین ازسیاست (سکولاریزم )


آنچه که از همه مهمتر، و غيرقابل عفو است، اختلاط سياست است با مذهب، که تمام سلاطين صفويه شريك در اين اشتباه اند، وشاه عباس مخصوصاً اين اشتباه را خيلی غليظ کرده است. اگر چه اين اختلاط و امتزاج کاملاً حكايت از ضعف قوای مرکز می نمايد، ولی سلاطين صفويه به مناسباتی، که در اين سفرنامه جای ذکر آن نيست، تا يك درجه متعمداً يا از روی بی فكری و اشتباه اين خلط مبحث را تعقيب، و گاهی هم تشديد می کرده اند

 دلايلی که شاه عباس و ساير سلاطين صفويه را در تعقيب اين موضوع مهم بخواهند تبرئه نمايند، به نظر من وافی و رسا نيست، زيرا در قضايای تاريخی عمر يك نفر و عمر يك سلسله را نبايد مأخذ قرار داد. بلكه عمر تاريخ را بايد در نظر گرفت، که اتخاذ يك تصميم نارسا، تا چه مدت و زمانی ممكن است يك جامعه و امتی را بيچاره و فرسوده نمايد. شبهه و ترديدی نيست که مذهب و سياست دو اصل مقدسی است که در تمام موارد، جزئيات اين دو اصل بايد مطمح نظر زمامداران عالم و عاقل باشد و دقيقه ای از آن غفلت نورزند، ولی اختلاط آنها با يكديگر نه به صرفة مذهب تمام می شود، نه به صرفة سياست اداری، و بالمال در ضمن اين اختلاط و امتزاج، هم مذهب سست و بلااثر می گردد، و هم سياست رو به تمامی و اضمحلال می رود. اگر چه ضربت اين تصميم مهلك را خود سلسلة صفويه در زمان سلطان حسين بهتر از همه ديدند، مع هذا نتيجة اين تصميم غير عاقلانه را نبايد در دورة صفويه ملاحظه کرد، بلكه بايد با تاريخ همراه آمد، و تأثيرات آنرا در ايام سلطنت قاجاريه تماشا نمود که پاية مذهب و سياست برروی چه منوالی چرخيد، و به چه فلاکتی منتهی شد.

 آنهائی که مذهب و سياست را مخلوط به هم نمايند، هم انتظامات دنيا را مختل کرده اند، و هم انتظارات آخرت را تخريب نموده اند. گاهی هم بالمره، نتيجه، برعكس مقصود به دست می آيد، يعنی روحانيون کشيده می شوند به طرف دنيا، و سياسيون به طرف آخرت، و اين همان اختلالات عظيمه ايست که اصول زندگانی مردم را دچار تزلزل کرده، آنها را می راند به جانب ريا و تزوير و دورغگوئی و فساد و دوروئی. نتيجة اين اختلاط ناصواب، تا به اين حد ممتد می شود که مثلاً فلان مجتهد روحانی که کار اصلی او تصفية اخلاق عمومی است، ماهی هشتصدوپنجاه تومان از خزانة دولت می گيرد که عمارات سلطنتی را حلال نمايد، تا مردم مجاز باشند که در آنها نماز بخوانند.

  در عوض فلان وکيل مجلس شورای ملی، که وظيفه او ورود در سياست اداری است،در پشت تربيون شمايل پيغمبر را باز می نمايد، که مردم به اسلاميت و آخرت پرستی او ترديد نياورند، و او براثر اين تزوير و تقلب مجال داشته باشد که علائق مادی خود را تأمين و بالاخره موقعيت او، به هر درجه و پايه ای هست، دچار تزلزل و ارتعاش نگردد روحانی اولی، در عوض قناعت و توجه به آخرت که عين تزکيه نفس است، فريفته دنيا و پول و ظواهر امور شده، ايمان و عقيدة مردم را دچار شديدترين ترديد، و اصول تقوی و پرهيزکاری را مجروح و لكه دار می نمايد. سياسی دويمی که بايد اصول زندگانی دنيائی مردم را راهنمائی کند، می رود دنبال عوام فريبی و رياگوئی و تزوير و دوروئی، که اين نيز به نوبة خود در سست نمودن ايمان عامه تأثير بسزائی دارد..."سفر نامه مازندران رضا شاه بزرگ ص۱۸-۱۷


پاینده ایران
 

جاوید شاه .

اگر روباه بنفشی برای خودتی آقای آخوندک روحانی!!!

اد رويس رئيس کميته روابط خارجی مجلس نمايندگان آمريکا طی بيانيه ای درباره سخنرانی آخوند روحانی در مجمع عمومی سازمان ملل اعلام کرد: ما نياز به حرف زدن از طرف روحانی نداريم، ما نياز به اقدام از طرف رژيم تهران داريم. تعهد اين رژيم به مذاکرات نبايد با لفاظی ارزيابی شود، بلکه با توقف فعاليتهای اتمی آن بايد ارزيابی شود. از طريق تحريمهای اقتصادی فلج کننده ما می توانيم به افزايش فشار روی اين رژيم ادامه دهيم و توانايی آن را برای دستيابی به تسليحات اتمی هدف قرار دهيم.

پدر تو رفتی،ایران هم رفت ..........

پنج هزار هکتار از زمین‌های چای به ویلا تبدیل شد

کارخانجات چای مطالبات خود را از دولت دریافت نمی کنند

در کشوری که 120 هزار تن چای در سال مصرف می‌شود تنها 30 هزار تن چای تولید شود

فعلا بنا بر گزارش هایی که از خود دست اندرکاران رژیم اشغالگر منتشر می شود از 35 هزار هکتار باغات چای تنها 30 هزار هکتار باقی مانده و مابقی آن به ویلا تبدیل شده است


با همچنان تحت اشغال این دزدان و غارتگران و جنایتکاران بودن ، باید گفت که هنوز روز خوشتان است ، ملت بزرگ اما به گروگان گرفته شده ایران


<<لازم است رجوعی دوباره بکنیم به فرمایشات اعلیحضرت ایران پدر آریامهر>>



***(( من نماینده کشاورزان در شورای عالی اقتصاد هستم، من نماینده

روستاییان ایران هستم و اگر کسی از وزرا خیال کند که

می‌تواند حق کشاورزان را بخورد من دربرابرش می‌ایستم


سلطنت بر ملت فقیر برای من هیچ لذتی ندارد ))***



پاینده ایران

برقرار و پایدار باد سلسله پرافتخار و پرشکوه پهلویان

جاوید شاه .

چهارشنبه، مهر ۰۳، ۱۳۹۲

بی تفاوت ننشینیم ...!



بی تفاوت ننشینیم در انتظار یک نفر یا عده ای محدود تا همۀ مسئولیت ها را به تنهایی به دوش بکشند. لازمه ترقی، رفاه، رشد و توسعه پایدار جامعه برای ایران فردا، سهیم شدن در فرایند خِرد و مسئولیت پذیری جمعی در تقویت زیرساخت ها است.

ما مردم ایران می توانیم و می بایست تلاش کنیم تا با هم در یک حرکت و همآهنگی ملی، کشورمان را برای فرزندانمان دوباره از نو بسازیم.

(( رضا پهلوی ))

پاینده ایران

جاوید شاه .

آخوند علی روضه خون میبخشه ، پارچه خوارانش کیلویی چند!!!


  محمد کوثری یکی از اشغالگران خانه ملت و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس آخوندی
  

«مذاکره با آمریکا صورت نخواهد گرفت. ما مذاکره‌ای با آمریکا نخواهیم داشت، 


اگر می‌خواستیم مذاکره داشته باشیم که این همه شهید نمی‌دادیم.»




آقای کوثری اشغالگر، آغغغغایت دیک زهر را سرخواهد کشید و خفت و ذلت 

وخواری اش هم بر همه اربده کشان خیابانی وچماقداران ضد ایران و ایرانی اش 

اثبات خواهد شد ، از جمله خود شما شهید راه ضد استکباری آقای خمینی گجستک 

روانپریش هم سوت ، خانواده هایشان هم سوت ، آرتیست های اربده کش خیابانی 

اش هم سوت، فرمانروای روضه خوان شما ویارنرمش پیدا کرده است ....!

دیگر لاپوشانی نفرمایید که بیشتر مورد مضحکه خاص و عام قرار خواهید گرفت 

علی روضه خوانتان در شرایط ضعف و مرگ قرار دارد و راهی به جز پذیرش صلح 

با دشمن ساختگی خودشان امریکا ندارد 

بیش ازین شکرهای سیاسی تاکتیکی میل نفرمایید که تنها بدرد مصارف خانگیتان 

میخورد 


اربده کشان خیابانی،آغغغغایتان شما و خواده هایتان را حراج فرمودند ، دیگر 

ادعایتان نشود....!!!


سخنرانی پرزیدنت اوباما در سازمان ملل متحد 2013



آقای رئیس، آقای دبیرکل، نمایندگان هم تراز، خانم ها، آقایان: من میل دارم سخنانم را با چند کلامی دربارۀ یک آمریکایی به نام کریس استیونز آغاز کنم.

کریس در شهری به نام گریس وَلی، کالیفرنیا، چشم به جهان گشود. پدرش وکیل دعاوی و موسیقی دان بود. کریس به عنوان یک جوان به سپاه صلح پیوست و در کشور مغرب به تدریس زبان انگلیسی پرداخت. او محبت و احترامی نسبت به مردم شمال آفریقا و خاورمیانه در خود احساس کرد که در سراسر زندگی اش با وی همراه بود. او به عنوان دیپلمات، از مصر تا سوریه، از عربستان سعودی تا لیبی تجربۀ کار داشت. معروف بود که او در جایی که کار می کرد، در خیابان های شهرها قدم می زد – از غذای محلی می چشید، با تعداد هرچه بیشتری از مردم تا آنجا که می توانست آشنا می شد ، به زبان عربی صحبت می کرد، با لبخند شکفته ای بر لب گوش می داد.

کریس در روزهای آغازین انقلاب لیبی به بنغازی رفت، با یک کشتی باری به آنجا وارد شد. به عنوان نمایندۀ آمریکا، به مردم در حالی که با یک مناقشۀ خشونت بار دست گریبان بودند یاری داد، از زخمی شدگان مراقبت کرد و دیدی را از آینده رقم زد که در آن حقوق همۀ مردم لیبی محترم داشته می شد. بعد از انقلاب از زاده شدن یک دموکراسی نو، در حالی که لیبیایی ها دست به کار برگزاری انتخابات و بنانهادن نهادهای نوپا شدند و حرکت به سوی جلو را پس از دهه ها سلطۀ استبداد آغاز نهادند، پشتیبانی کرد.

کریس استیونز عاشق کارش بود. او از بابت کشورمحل خدمت خود احساس مباهات می کرد و مردم طرف ملاقات خود را دارای منزلت می دید. دوهفته پیش به بنغازی سفر کرد تا برنامه های مربوط به تأسیس یک مرکز فرهنگی و نوسازی یک بیمارستان را مورد بررسی و بازنگری قرار دهد. این همان زمانی بود که محوطۀ [کنسولگری] آمریکا در معرض حمله قرار گرفت. کریس همراه با سه تن از همکارانش در شهری که وی به نجات آن یاری داد کشته شدند. او 52 سال داشت.

من این داستان را از آن رو برای شما باز می گویم، که کریس تجسم بهترین خصایص آمریکا بود. او هم مانند صاحب منصبان همکار خود در بخش خدمات خارجی، پلهایی برای ارتباط در امتداد اقیانوسها و فرهنگها ساخت و به همکاری بین المللی که سازمان ملل متحد آن را نمایندگی می کند دلبستگی عمیقی داشت. شیوۀ کار او با فروتنی همراه بود، ولی برای یک رشته اصول – اعتقاد به این که افراد باید در تعیین سرنوشت خود آزاد باشند و با برخورداری آزادی؛ منزلت، عدالت و فرصت زندگی کنند- نیز به پا خاست.

حمله به غیرنظامیان در بنغازی به منزلۀ حمله به آمریکا بود. ما از بابت کمکی که از دولت و از مردم لیبی دریافت کردیم احساس حق شناسی می کنیم. جای هیچ اشتباهی نباید باقی بماند که ما در تعقیب قاتلان و کشانیدن آنها به پیشگاه عدالت هیچ نرمشی نشان نخواهیم داد. و همچنین از این که در روزهای اخیر رهبران دیگر کشورهای منطقه- شامل مصر، تونس، یمن- گامهایی برای تأمین امنیت مراکز وتأسیسات دیپلماتیک ما برداشته اند، دعوت به آرامش کرده اند، قدرشناسی می کنم. و همین کار را مقامات مذهبی در سرتاسر جهان نیز انجام داده اند.

اما این نکته را درک کنید، حملاتی که دوهفتۀ پیش روی داد، تنها حمله به آمریکا نبود. آن حملات تهاجمی به آرمانهایی که سازمان ملل متحد بر شالودۀ آنها بنیان یافته است، حمله به این مفهوم که مردم می توانند اختلافات خود را به گونه ای مسالمت آمیز فیصله دهند، که دیپلماسی می تواند جایگزین جنگ شود، که در یک جهان به هم پیوسته، سود همۀ ما در همکاری با یکدیگر در جهت دستیابی به فرصت و امنیتی بزرگتر و بهتر برای شهروندانمان نهفته است- نیز بود.

اگر ما در پاسداری از چنین آرمانهایی جدی باشیم، گماشتن نگهبانان بیشتری در جلو یک سفارت، یا انتشار بیانیه های اظهار تأسف و در انتظار گذشتن خشم و هیاهو نشستن، کافی نیست. اگر ما دربارۀ این آرمانها جدی باشیم، باید با صداقت دربارۀ علل عمیق تر این بحران نیز صحبت کنیم. زیرا با انتخاب میان نیروهایی که ما را از هم جدا خواهند کرد و امیدهایی که میان ما مشترک هستند، روبرو هستیم.

امروز ما باید بار دیگر بر این نکته که آیندۀ ما به وسیلۀ کسانی مانند کریس – و نه به وسیلۀ قاتلان او- تعیین می شود و شکل می گیرد تأکید کنیم. امروز ما باید اعلام داریم که خشونت و نابردباری هیچ جایی در میان ملل متحد ندارد.

مدتی کمتر از دوسال از هنگامی که دستفروشی در تونس خود را برای اعتراض به فساد خفقان آور در کشورش به آتش کشید و به آنچه که به نام بهار عرب شناخته شد دامن زد، گذشته است. و از آن هنگام تاکنون جهان مسحور تحولی که روی داده شده است و ایالات متحده از نیروهای تغییر پشتیبانی کرده است.

اعتراضات تونسی ها که به سرنگونی یک دیکتاتور انجامید، به ما الهام بخشید، چون ما اعتقادت خود را در خواست مردان و زنانی که به خیابان ها سرازیر شدند باز شناختیم.

ما برای تغییر در مصر پافشاری کردیم، زیرا پشتیبانی ما از دموکراسی سرانجام ما را در طرف مردم قرار داد.

انتقال رهبری را در یمن مورد حمایت قرار دادیم، زیرا در سایۀ یک وضع موجود فاسد، مصالح مردم دیگر رعایت نمی شد.

ما در لیبی در کنار یک ائتلاف گسترده، با رسالتی از جانب شورای امنیت سازمان ملل اقدام به مداخله کردیم، زیرا ازتوانایی متوقف ساختن کشتار بی گناهان برخوردار بودیم، و زیرا اعتقاد داشتیم که قدرت خواستهای مردم از قدرت یک دیکتاتور بیشتر است.

در این هنگام که اینجا با هم دیدار می کنیم، ما اعلام می کنیم که رژیم بشار الاسد باید پایان گیرد و رنج مردم سوریه را می توان متوقف ساخت و سپیده ای تازه می تواند آغاز شود.

ما چنین مواضعی اتخاذ کرده ایم، زیرا بر این باوریم که آزادی و حکومت بر سرنوشت خود چیزی که تنها به یک فرهنگ منحصر باشد نیست. اینها فقط ارزشهای آمریکایی یا غربی نیستد- این ارزشها جنبۀ جهانی دارند. و حتی با آن که گذار به سوی دموکراسی با چالش عظیمی همراه است، اعتقاد من بر این است که سرانجام حکومت مردم بر مردم و برای مردم به احتمال بیشتری می تواند پدیدآورندۀ ثبات، رونق اقتصادی، و فرصت فردی که صلح در جهان ما بر آن استوار است، باشد.

پس بگذارید به یادآوریم که این فصلی برای پیشرفت است. تونسی ها، مصری ها و لیبیایی ها برای نخستین بار در انتخاباتی که معتبر، رقابتی ومنصفانه بوند، به منظور انتخاب رهبران جدید رأی دادند. این روحیۀ دموکراتیک به جهان عرب محدود نمی شود. طی یک سال گذشته ما شاهد انتقال مسالمت آمیز قدرت در مالاوی و سنگال و یک رئیس جمهوری جدید در سنگال بوده ایم. در برمه رئیس جمهوری زندانیان سیاسی را آزاد کرد و جامعۀ بسته را گشود، یک دگر اندیش شجاع به عضویت پالمان برگزیده شد و مردم چشم انتظار اصلاحات بیشتری هستند. در سرتاسر جهان مردم صداهای خود را به گوشها می رسانند، بر منزلت ذاتی خود و بر حقوقشان برای تعیین آیندۀ خویش پافشاری می کنند.

و با این همه، آشفتگی هفته های اخیر به ما یادآوری می کند که مسیر دیپلماسی به انداختن رأی به درون صندوق ختم نمی شود. نلسون ماندلا زمانی گفت: "آزاد بودن تنها به یک سو افکندن زنجیر خود نیست، بلکه زیستن به گونه ای است که به آزادی دیگران احترام بگذارد و آن را به پیش برد." (کف زدن حضار)

دموکراسی حقیقی مستلزم این است که نتوان شهروندان را به خاطر اعتقادی که دارند به زندان افکند، که بتوان کسب و کارها را بدون پرداخت رشوه گشود. دموکراسی حقیقی به آزادی شهروندان برای گفتن آنچه که می اندیشند و گرد آمدن بدون بیم، و به حکومت قانون و رعایت تشریفات قانونی که حقوق همۀ مردم را تضمین می کند وابسته است.

به بیان دیگر، دموکراسی- آزادی واقعی- کاری دشوار است. کسانی که در مسند قدرت هستند باید در برابر وسوسۀ سرکوبی دگر اندیشان مقاومت کنند. در دورانهای دشوار اقتصادی کشورها ممکن است وسوسه شوند که مردم را برگرد دشمنان تصوری –در داخل و در خارج- به جای تمرکز بر کار پر زحمت اصلاحات، بسیج کنند.

افزوده بر این، همیشه کسانی هستند که به پیشرفت انسانی پشت می کنند- دیکتاتورهایی که به قدرت می چسبند،[صاحبان] منافع فاسدی که به حفظ وضع موجود وابسته اند، افراط گرایانی که به آتش نفرت و نفاق دامن می زنند. از ایرلند شمالی تا جنوب آسیا، از آفریقا تا کشورهای آمریکایی، از بالکان تا کرانۀ اقیانوس آرام، ما شاهد زیر و بم هایی که می توانند با انتقال به یک نظم جدید سیاسی همراه باشند بوده ایم.

گاهی، مناقشات در امتداد خطوط گسست نژادی یا قبیله ای بر پا می شوند. و غالبا از دشواری های آشتی دادن سنت و ایمان مذهبی با گونه گونگی و به هم پیوستگی دنیای امروزین منشاء می گیرند. در هرکشوری کسانی هستند که عقاید جدید مذهبی را تهدید کننده می یابند، در هر فرهنگی کسانی که آزادی را برای خود می خواهند باید از خویش بپرسند، تا کجا به خاطر پذیرش آزادی برای دیگران آمادگی دارند.

این همان چیزی است که ما در هفته های گذشته هنگامی که یک ویدیوی خام و نفرت انگیز به موجی از خشم در سرتاسر دنیای مسلمان دامن زد، شاهد به ظهور پیوستنش، بودیم. من اکنون این موضوع را روشن ساخته ام که ایالات متحده هیچگونه ارتباطی با آن ویدیو ندارد، و من بر این باورم که همۀ کسانی که به انسانیت مشترک ما اعتقاد دارند، باید پیام آن را مردود بدانند.

این اهانتی نه تنها در حق مسلمانان، بلکه در حق آمریکا نیز هست- زیرا همانگونه که شهری که بیرون از این دیوارها آرمیده این موضوع را روشن می سازد، ما کشوری هستیم که از مردم هر نژاد و هر مذهبی استقبال کرده است. ما وطن و خانۀ مسلمانانی هستیم که درسراسر کشور ما به عبادت مشغولند. ما نه تنها به آزادی مذهبی احترام می گذاریم، بلکه قوانینی هم داریم که از افراد به این سبب که چهرۀ متفاوتی دارند یا به خاطر اعتقاداتشان، در برابر هر آسیبی حمایت می کنند. ما درک می کنیم که چرا مردم از این ویدیو جریحه دار می شوند، چون میلیونها تن از شهروندان خود ما هم در میان آنها هستند.

می دانم افرادی هستند که می پرسند چرا ما چنین ویدیوهایی را ممنوع نمی کنیم. پاسخ این پرسش در قوانین ما گنجانیده شده است: قانون اساسی ما از آزادی بیان حمایت می کند.

در ایالات متحده، انتشارات بیشماری توهین آمیز و تحریک کننده ای وجود دارند . اکثریت آمریکایی ها مانند خود من، مسیحی هستند و با وجود این ما توهین به مقدس ترین باورهایمان را منع نمی کنیم. من به عنوان رئیس جمهوری، و فرمانده کل نیروهای نظامی کشورمان، من می پذیرم که مردم هر روز به من ناسزا می گویند (خنده حضار) و من همیشه از این حق آنها دفاع خواهم کرد. (تشویق حضار)

باراک اوباما
سخنرانی پرزیدنت اوباما در مجمع عمومی سازمان ملل متحد
آمریکایی ها در سراسر جهان در راه صیانت از حق همه مردم در بیان نظراتشان - حتی عقایدی که ما عمیقاً با آنها مخالف هستیم- مبارزه کرده و کشته شده اند . ما این کار را نه در حمایت از سخنان نفرت انگیز، بلکه به این دلیل انجام می دهیم که بنیانگذاران ما درک کردند که بدون چنین حمایتهایی ، توانایی افراد در بیان نظراتشان و عمل به آیین مذهبی شان، ممکن است در مخاطره قرار گیرد. ما این کار را انجام می دهیم، زیرا در یک جامعه گوناگون، تلاش ها در جهت محدود کردن بیان، می تواند به سرعت به ابزاری برای خاموش کردن منتقدان و سرکوب اقلیتها تبدیل شود.

ما چنین روشی داریم، زیرا با در نظر داشتن قدرت دین در زندگی خود ، و التهاب های شدیدی که اختلافات مذهبی می توانند موجب شوند، قوی ترین سلاح علیه سخنان نفرت انگیز، سرکوب نیست؛ بلکه گفت و شنودهای بیشتر است – صداهای بردباری که علیه تعصب و توهین به مقدسات متحد شوند، و ارزش های درک و احترام متقابل را ارتقاء دهند.

حال، من می دانم که تمام کشورهای عضو این سازمان، در درک این توصیف ویژه از حمایت از آزادی بیان شریک نیستند. ما از این امر آگاهی داریم. ولی در 2012، در دورانی که هر فرد با یک تلفن همراه می تواند دیدگاه های اهانت آمیز خود را با فشار یک دکمه در سرتاسر جهان پخش کند، تصور این که می توانیم جریان اطلاعات را مهار کنیم، تصوری کهنه است. بنا بر این، پرسشی که مطرح می شود این است که چگونه باید واکنش نشان داد؟

و ما در این مورد باید اتفاق نظر داشته باشیم: هیچ بیانی خشونت سبکسرانه را توجیه نمی کند. (تشویق حضار) هیچ کلامی نباید به بهانه ای برای کشتن بیگناهان تبدیل شود. هیچ ویدیویی حمله به یک سفارت را توجیه نمی کند. هیچ تهمتی، به آتش کشیدن یک رستوران را در لبنان، یا خراب کردن یک مدرسه را در تونس، یا کشت و کشتار و ویرانی در پاکستان را توجیه نمی کند.

در جهان امروزی، با فناوری های نوین، چنین واکنشی در مقابل بیان دیدگاه های نفرت انگیز، افرادی را که برای ایجاد بی نظمی در جهان به اینگونه اقدامات رو می آورند، توانمند می سازد. اگر چنین واکنشی نشان دهیم، بدترین کسانی را که در میان ما حضور دارند توانمند می کنیم.

به طور گسترده تر، رویدادهای دو هفته گذشته این نیاز را که همۀ ما باید صادقانه به رفع تنش ها میان غرب و کشورهای جهان عرب که در حال گذار به سوی دموکراسی است بپردازیم نمایان می سازد.

حال بگذارید با صراحت صحبت کنم. درست همانطور که ما نمی توانیم تمام مشکلات را در جهان حل و فصل کنیم، ایالات متحده به دنبال تعیین پی آمد فرآیند گذار به سوی دموکراسی در کشورهای خارجی نیست و نخواهد بود. ما انتظار نداریم که کشورهای دیگر در مورد تمام مسائل با ما موافق باشند. ما همچنین فرض نمی کنیم که خشونت هفته های گذشته، یا بیان دیدگاه نفرت انگیز برخی از افراد، نشان دهنده دیدگاه های اکثریت قریب مسلمانان است- همانطور که دیدگاه های تولیدکنندگان این ویدیو، نشان دهنده دیدگاه آمریکایی ها نیست. ولی، من بر این باورم که این مسئولیتی برای رهبران در تمام کشورهای است که با قاطعیت علیه خشونت و افراط گرایی موضع بگیرند. (تشویق حضار)

اکنون زمان آن فرا رسیده تا کسانی را که حتی بدون توسل مستقیم به خشونت، از نفرت علیه آمریکا، یا غرب، یا اسراییل به عنوان یک اصل کانونی برای سازماندهی سیاست ها، سود می جویند در انزوا قرار دهیم. زیرا این روش فقط یک پوشش و برخی اوقات یک بهانه برای کسانی ا که دست به خشونت می زنند فراهم می آورد.

این نوع سیاست، سیاستی که شرق و غرب، جنوب و شمال، مسلمانان و مسیحیان و هندوها و یهودیان را در گود مبارزه علیه یکدیگر قرار می دهد، نمی تواند به تعهد آزادی تحقق بخشد. این نوع سیاست به جوانان فقط امید دروغی می دهد. به آتش کشیدن پرچم آمریکا کاری را برای تضمین آموزش یک کودک پیش نمی برد. ویران کردن یک رستوران یک شکم خالی را سیرنمی کند. حمله به یک سفارت حتی یک شغل هم ایجاد نمی کند. این نوع سیاست فقط کاری را که باید با هم به انجام برسانیم : آموزش فرزندانمان، و ایجاد فرصت هایی را که شایسته آن هستند؛ صیانت از حقوق بشر، و گسترش نویدهای دموکراسی، را دشوارتر می کند.

این نکته را درک کنید که آمریکا هرگز از صحنه جهانی خارج نخواهد شد. ما کسانی را که به شهروندانمان و دوستانمان آسیب وارد می کنند، به پیشگاه عدالت خواهیم کشاند و در کنار متحدانمان خواهیم ایستاد. ما آماده ایم برای عمق بخشیدن به روابط تجاری و بازرگانی، علوم و فناوری، انرژی و توسعه، و تمام تلاش هایی که سبب رشد اقتصادی برای همه مردم و ثبات بخشیدن به تغییرات دموکراتیک می شوند، با کشورهای سراسر جهان به مشارکت بپردازیم.

ولی چنین اقداماتی به وجود روحیه منافع متقابل و احترام متقابل بستگی دارد. هیچ دولت یا شرکتی، هیچ مدرسه یا سازمان غیردولتی حاضر نخواهد بود در کشوری که مردم در آن در خطرند، فعالیت داشته باشد. برای مؤثر بودن مشارکت ها، شهروندانمان باید در امنیت باشند و باید از تلاش هایمان استقبال شود.

سیاستی که تنها بر خشم متکی باشد، سیاستی که بر تقسیم جهان میان "ما" و "آنها" استوار باشد، نه تنها مانع همکاری های بین المللی می گردد، بلکه نهایتاً تضعیف کسانی می شود که با آن موافق هستند. این به نفع همه ما است که در مقابل این نیروها مقاومت کنیم.

بیایید به خاطر بسپاریم که مسلمانان بیشتر از سایر گروه ها به دست افراط گرایان آسیب دیده اند. در همان روزی که غیرنظامیان ما در بنغازی کشته شدند، یک افسر پلیس در استانبول، ترکیه، تنها چند روزی پیش از ازدواجش به قتل رسید؛ بیش از ده شهروند یمنی در انفجار یک خودرو در صنعا کشته شدند؛ پدر و مادرهای افغان در عزای چندین کودک که در یک انفجار انتحاری در کابل کشته شدند، سوگواری کردند.

گرایش به نابردباری و خشونت در آغاز می تواند بر غرب تمرکز داشته باشد، ولی با مرور زمان نمی تواند اینچنین باقی بماند. همین گرایش ها به افراط گرایی برای توجیه جنگ بین شیعه و سنی، و بین قبیله ها و خاندان ها به کار گرفته می شوند. این رویکرد نه به توانایی و کامیابی، بلکه به هرج و مرج منجر می شود. در کمتر از دو سال، ما شاهد اعتراضات عمدتاً صلح آمیزی بودیم که تغییرات بیشتری را در مقایسه با ده سال خشونت در کشورهای دارای اکثریت مسلمان به همراه داشتند. و افراط گرایان این مسئله را می دانند. از آنجا که آنها که نمی توانند هیچ راهکاری را برای بهبود زندگی مردم ارائه دهند، خشونت تنها راه آنها برای مطرح ماندن است. آنها سازنده نیستند؛ آنها فقط ویرانگرند.

زمان آن فرارسیده است که خشونت طلبی و سیاست تفرقه اندازی را پشت سر گذاریم. در مورد بسیاری از مسائل، ما با انتخاب میان نوید آینده یا زندان های گذشته مواجه هستیم. و نمی توانیم گزینه اشتباه را انتخاب کنیم. باید این لحظه را دریابیم. و آمریکا آماده است تا با تمام کشورهایی که به سوی آینده ای بهتر گام بردارند، به همکاری بپردازد.

آینده نباید متعلق به آنهایی باشد که مسیحیان قبطی را در مصر هدف قرار می دهند؛ باید از آن کسانی باشد که در میدان تحریر فریاد می زدند، "مسلمان، مسیحی، ما همه یکی هستیم،" آینده نباید متعلق به کسانی باشد که زنان را مورد آزادر قرار می دهند؛ آینده باید به دست دخترانی که به مدرسه می روند، و آنهایی که برای جهانی که در آن دخترهای ما می توانند درست مانند پسرهایمان به رویاهایشان تحقق بخشند، شکل گیرد. (تشویق حضار)

آینده نباید متعلق به معدودی افراد فاسد باشد که منابع یک کشور را غارت می کنند؛ آینده باید توسط دانشجویان و کارآفرینان، کارگران و صاحبان کسب و کار که در پی کامیابی وسیعتر برای همگان هستند، فتح شود. آنها زنان و مرانی هستند که آمریکا در کنارشان می ایستد؛ نگرش آنها نگرشی است که ما از آن حمایت خواهیم کرد.

آینده نباید متعلق به آنهایی باشد که به پیامبر اسلام توهین می کنند. ولی برای رعایت جانب انصاف ، آنهایی که این ناسزاگویی را محکوم می کنند باید تنفری را که ما در بی حرمتی به تصاویر عیسی مسیح یا در ویران ساختن کلیساهای شده و یا در انکار هولوکاست می بینیم نیز محکوم کنند. (تشویق حضار)

بیایید تحریک علیه مسلمانان سنی و شیعیان را محکوم کنیم. زمان آن فرا رسیده است که به سخنان گاندی توجه کنیم: "عدم بردباری خود شکلی از خشونت و مانعی برای رشد یک روحیه دموکراتیک واقعی است." (تشویق حضار) ما باید در کنار یکدیگر برای جهانی که در آن اختلاف هایمان به ما استحکام می بخشند، و ما را توصیف نمی کنند، همکاری کنیم. این چیزی است که آمریکا در برمی گیرد، و این تصوری است که از آن حمایت به عمل خواهیم آورد.

در میان اسراییلی ها و فلسطینی ها، آینده نباید متعلق به کسانی باشد که به چشم انداز صلح پشت می کنند. بیایید کسانی را که به دنبال جنگ هستند پشت سر بگذاریم، کسانی که حق موجودیت اسراییل را انکار می کنند. راه دشورای در پیش است اما مقصد روشن است -- کشور یهودی امن اسراییل؛ و کشور مستقل فلسطین سعادتمند. (تشویق حضار.) آمریکا با درک این موضوع که دست یافتن به چنین صلحی تنها باید از طریق حصول موافقتنامه میان طرفین محقق شود، در کنار همه کسانی که آماده حرکت در این مسیر می شوند خواهد ایستاد.

در سوریه، آینده نباید متعلق به دیکتاتوری باشد که اقدام به قتل عام مردم خود می کند. اگر در جهان امروز بتوان دلیلی را برای اعتراض بیان کرد، آن دلیل، اعتراض به رژیمی است که کودکان را مورد شکنجه قرار می دهد و خانه ها را موشک باران می کند. و ما باید به حضور خود ادامه دهیم تا اطمینان یابیم که حرکتی که با درخواست شهروندان برای دست یافتن به حقوق شان آغاز شد، به چرخه ای از خشونت های فرقه ای منتهی نگردد.

ما باید همگام با یکدیگر در کنار آن دسته از مردم سوریه که معقتد به دیدگاه متفاوتی هستند بایستیم – سوریه ای متحد و فراگیر؛ جایی که لازم نباشد کودکان از دولت خود در هراس باشند، و تمامی مردم سوریه، اعم از سنی و علوی؛ کُرد و مسیحی، فرصت ابراز نظر در زمینه نوع حکومت بر خود را داشته باشند. این آن هدفی است که آمریکا به خاطر آن ایستاده است؛ این دستاوردی است که ما برای نیل به آن تلاش می کنیم، با اعمال تحریم ها و مشخص ساختن عواقب برای کسانی که به دیگران ستم روا می دارند؛ و کمک و حمایت از کسانی که برای دست یافتن به این هدف نیک برای همگان تلاش می کنند. زیرا ما معتقدیم کسانی که از چنین دیدگاهی برخوردار هستند، قدرت و مشروعیت برای رهبری را خواهند داشت.

ما در ایران، شاهد هستیم که شیوه خشونت و تفکر غیر مسئولانه به کجا می انجامد. مردم ایران از تاریخی عظیم و کهن برخورداند، و بسیاری از ایرانیان خواهان صلح و سعادت در کنار همسایگان خود هستند. اما دولت ایران همان طور که حقوق مردم خود را محدود می سازد، به سر پا نگه داشتن دیکتاتور دمشق و حمایت از گروه های تروریستی در خارج ادامه می دهد. ایران بارها و بارها، از فرصت پیش آمده برای نشان دادن این که برنامه هسته ای این کشور صلح آمیز است، و رعایت الزامات اعمال شده از سوی سازمان ملل باز مانده است.

بنا بر این، اجازه دهید سخنم را واضح بیان کنم. آمریکا مایل به حل و فصل این مسئله از طریق دیپلماسی است، و ما معتقدیم که هنوز زمان و فضای کافی برای نیل به این هدف وجود دارد. اما این زمان نامحدود نیست. ما به حق کشورهای دیگر برای برخورداری از نیروی برق هسته ای احترام می گذاریم، اما یکی از اهداف سازمان ملل آن است که اطمینان یابد این نیرو برای مصارف صلح آمیز مورد استفاده قرار می گیرد. اشتباه نکنید، ایران مسلح به تسلیحات هسته ای چالشی قابل کنترل نیست. این امر موجودیت اسراییل، امنیت کشورهای خلیج فارس، و ثبات اقتصاد جهانی را مورد تهدید قرار می دهد. ایران هسته ای موجب مسابقه تسلیحات هسته ای در منطقه می شود، و باعث از هم گسیختن پیمان عدم تکثیر سلاح های هسته ای خواهد شد. به این دلیل است که اتحادی از کشورها دولت ایران را پاسخگو می دانند. و به این دلیل است که ایالات متحده آنچه را لازم است، برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته ای انجام خواهد داد.

ما از تجارب تلخ گذشته آموخته ایم که راه دست یافتن به امنیت و خوشبختی خارج از مرزهای قانون بین المللی و احترام به حقوق بشر نیست. به این دلیل است که این سازمان پس از ویرانی های جنگ، استقرار یافت؛ و به این دلیل است که در جنگ سرد، آزادی بر ظلم چیره شد؛ و این درسی است که از دو دهه گذشته گرفته شده است.

تاریخ نشان می دهد که صلح و پیشرفت به سراغ کسانی می آید که انتخاب درستی انجام داده باشند. تمام کشورهای جهان این مسیر دشوار را پیموده اند. اروپا، بزرگترین میدان نبرد خونین قرن بیستم، اکنون متحد، آزاد و در صلح به سر می برد. مردم از نژادها، ادیان، و آداب و رسوم گوناگون، از برزیل تا آفریقای جنوبی؛ از ترکیه تا کره جنوبی؛ از هند تا اندونزی؛ میلیون ها نفر را از فقر نجات داده اند، در حالی که به حقوق شهروندان خود احترام می گذارند و مسئولیت خود به عنوان کشورهای مستقل را انجام می دهند.

و به دلیل پیشرفتی که در این زمینه در دوره زندگی خودم شاهد آن بوده ام، پیشرفتی که پس از تقریبا چهار سال در مقام رئیس جمهوری شاهد بوده ام، به دنیایی که در آن زندگی می کنیم امیداور هستم. جنگ در عراق پایان یافته است، و نظامیان ما به کشور باز گشته اند. ما دوره انتقالی را در افغانستان آغاز کرده ایم، و آمریکا و متحدان ما طبق برنامه مشخص شده در سال 2014 به جنگ ما پایان خواهند داد. القاعده تضعیف شده است و دیگر اوسامه بن لادن وجود ندارد. کشورها در کنار یکدیگر گرد آمده اند تا مواد هسته ای را محصور سازند، و آمریکا و روسیه در حال کاستن از زرادخانه های خود هستند. ما با انتخاب های دشواری مواجه بوده ایم – از نایپیداو تا قاهره و تا ابیجان – تا قدرت بیشتری را در دست شهروندان آنها قرار دهیم.

کشورهای جهان در دوران چالش اقتصادی گرد هم آمده اند تا کامیابی را گسترش دهند. ما از طریق نشست گروه بیست، با کشورهای نوظهور مشارکت داشته ایم تا جهان را در مسیر بهبود اقتصادی قرار دهیم. آمریکا از دستور کار توسعه ای پیروی کرده است که محرک رشد است و از وابستگی می کاهد، و با رهبران آفریقا برای کمک به آنها در فراهم آوردن غذا برای کشورهایشان همکاری کرده است. مشارکت های جدید مبارزه با فساد را میسر ساخته و به ارتقاء دولتی که باز و شفاف باشد می انجامد. و تعهدات جدید از طریق برنامه "مشارکت برای آینده ای برابر" برای حصول اطمینان از این که زنان و دختران بتوانند به طور کامل در سیاست مشارکت کنند و به دنبال فرصت ها باشند، انجام گرفته است. و در ادامه روز، پیرامون تلاش های ما برای مبارزه با معضل قاچاق انسان صحبت خواهم کرد.

همه این موارد به من امید می بخشند. اما آنچه بیش از همه مرا امیدوار می سازد، اقدامات رهبران نیست، بلکه مشاهده حضور مردم است. مشاهده نظامیان آمریکایی که جان خود را به خطر انداخته اند و اعضای بدن خود را به خاطر افراد غریبه ای که در آن سوی جهان زندگی می کنند از دست داده اند. دانشجویانی که در جاکارتا و سئول مشتاق استفاده از دانش خود برای بهره مند ساختن بشریت هستند. افراد حاضر در میدانی در پراگ یا در آپارتمانی در غنا که وجود دموکراسی امکان بیان خواست هایشان را فراهم می آورد. جوانانی که بارقه امید در محله های فقیرنشین ریو و مدارس بمبئی در چشمانشان می درخشد. این مردان، زنان و کودکان از هر نژاد و عقیده ای به من متذکر می شوند که در برابر هر جمعیت انبوه خشمگینی که در تلویزیون نشان داده می شود، میلیاردها نفر در سراسر جهان وجود دارند که امیدها و آرزوهای خود را با دیگران سهیم می شوند. آنها به ما می گویند که قلب آنها برای تمامی بشریت می تپد.

توجه بسیاری در جهان ما معطوف آن چیزی است که ما را از یکدیگر جدا می سازد. و آن چیزی است که ما در اخبار مشاهده می کنیم، و آن چیزی است که مناظره های سیاسی ما را متوجه خود می سازد. اما هنگامی که همه این مسائل را به کنار می گذارید، در می یابید که مردم در هر کجا مشتقاق آزادی برای تعیین سرنوشت خود هستند؛ منزلتی که با تلاش حاصل می شود؛ رفاهی که با ایمان به دست می آید؛ و عدالتی که هر گاه دولت ها در خدمت مردم خود باشند وجود خواهد داشت – و نه از راه بر عکس آن.

ایالات متحده آمریکا همواره برای تحقق این آرمان ها به پا خواهد خواست، برای مردم خودمان، و برای مردم سراسر جهان. این امر از اهداف استقرار کشور ما بوده است. و این آن چیزی است که تاریخ ما نشان می دهد. و این آن هدفی است که کریس استیونز در تمام زندگی خود به خاطر آن تلاش کرد.

و من به شما قول می دهم که مدت ها پس از آن که این آدمکشان به عدالت سپرده شوند، میراث کریس استیونز در زندگی تمامی کسانی که او در آنها متاثر بوده است، زنده خواهد ماند. در وجود دهها هزار نفری که در خیابان های بنغازی علیه خشونت دست به راهپیمایی زدند؛ در وجود مردم لیبی که عکس کریس را به جای عکس خود در فیس بوک قرار دادند؛ و در نشانی که به سادگی چنین نوشته شده است، "کریس استیونز دوست تمامی مردم لیبی بود."

این موارد باید امید بخش ما باشند. آنها به ما یادآور می شوند که تا هنگامی که به خاطر دست یافتن به آن تلاش می کنیم، عدالت به اجرا درخواهد آمد؛ تاریخ در کنار ما است؛ و این که موج خروشان آزادی هرگز عقب نخواهد نشست. بسیار سپاسگزارم.(تشویق حضار)

سه‌شنبه، مهر ۰۲، ۱۳۹۲

?Have We Heard This Song Before

http://www.huffingtonpost.com/reza-pahlavi/have-we-heard-this-song-b_b_3977490.html





The new face of the clerical regime ruling my homeland, Hassan Rouhani, sought to speak directly to the American people through a recent opinion piece in The Washington Post. Rouhani's op-ed was less pointed and arguably more subtle than some others that have made waves in recent weeks because - unlike Russia's Vladimir Putin writing recently in The New York Times - the smiling cleric who succeeded the much-vilified Mahmoud Ahmadinejad cares intensely what Americans think about him. Rouhani's proposed "constructive interaction" depends on it.
Rouhani argues for the need to constrain the U.S. from launching the military strikes against Syria that President Obama indicated Washington would consider as punishment for that country's use of chemical weapons against its own citizenry. Equally important, though not mentioned by Rouhani, is the clerical regime's desire to end the sanctions that have crippled Iran's economy.
The Iranian regime has been Syria's Bashar al-Assad's foremost backer -- militarily, financially and otherwise. For the clerics in Iran, Syria is a useful hedge against their immediate neighbors, allowing them to perpetrate much mischief without being formally charged. Removing that hedge not only exposes the darker side of the clerics' foreign policy, it removes their insulation against regional and Western adversaries. That is precisely why now, during the U.N. General Assembly, it is the right moment for Rouhani to try a new tactic for his regime by offering an olive branch.
The trouble is that the words and actions of the Islamist cleric couldn't be further apart. Each of the challenges Rouhani cites at the outset of his piece: "terrorism, extremism, foreign military interference, drug trafficking, cybercrime, and cultural encroachment" sound like a list of grievances, when in fact the clerical regime currently ruling Iran has been credibly and repeatedly charged with perpetrating each of these misdeeds over the past three decades. By attributing these misdeeds to "others" as well, Rouhani seeks to neutralize his regime's record of being anything but a "constructive" actor internationally.
By seeking to link the situation in Syria with that in Bahrain, however, the new Iranian president reveals himself to be more concerned with winning rhetorical points than with plainly discussing real issues. Presently, Bahrain's government is in a national dialogue with the opposition to resolve balance-of-power issues in a nation that is primarily Shi'a by population. Some have questioned whether that process is moving fast enough; nevertheless, the situation in Bahrain is a far cry from that in Syria, where more than 110,000 innocent civilians have been killed in a fratricidal war - and where the Syrian regime is benefiting from generously staunch sponsorship by Tehran and Moscow.
Rouhani's second strained comparison is drawn between international powers' positions on Syria and Iran's own nuclear program. In statesman-like terms, Rouhani asserts "to move beyond impasses, whether in relation to Syria, my country's nuclear program or its relations with the United States, we need to aim higher." As with his stated commitment to constructive engagement, the words are laudable even if the underlying substantial basis is flawed. Is Rouhani suggesting a deal here - legitimization of Iran's nuclear program in exchange for cooperation in ending bloodshed in Syria as well as Tehran's regional mischief - or is this yet another rhetorical flourish?
The trouble with reading Rouhani's op-ed is that it seems you can never really tell. As much as I would like believing the Islamist regime is on a moderating course that seeks to resolve its challenges diplomatically, as opposed to using proxy violence, regionally and against its own citizenry, history teaches us that this is not the real case. We have seen this movie before: Mohamad Khatami promised "overdue reforms" during his eight year tenure but was undercut by powers that really rule Iran - the Supreme Council, headed by Ayatollah Khamenei. The same was true in the 1990s under the "pragmatic cleric" the world was promised in Hashemi Rafsanjani. Yet this spring Mr. Rafsanjani was embarrassingly disqualified as a presidential candidate while Mr. Khatami was firmly discouraged from even considering a run.
What Rouhani fails acknowledge in his piece is the economic toll the international sanctions are taking on my compatriots in Iran - citizens that are rightfully disappointed with the clerical leadership it has had for 34 years. With inflation exceeding 40 percent and unemployment beyond measure, a rising generation is demanding more of life than the ruling clerics have proven capable to offer.
As ordinary Iranians witness billions from their public funds channeled externally to prop up the Hezbollah and Bashar Assad, domestically they watch with disgust as news of billion dollar corruption cases against the regime's most favored actors become harder to suppress. Today, Iranians have every reason to demand an accounting of their national revenues and that will be the clerical regime's real challenge the moment its tactics of fear and oppression are peeled back for the world to see. If indeed Rouhani's pledge for reform is real: even if the regime can afford to project power -- hard or soft - abroad, the last thing it can afford today is real transparency at home.
"Expressing what one wants requires ... courage" Rouhani writes. I agree; indeed millions of Iranians today agree. We want an Iran that respects the will and the interests of all its people, and also an Iran that is a constructive actor in resolving the searing conflicts of the Mideast - not an Iran that underwrites, instigates and causes them.

وقوع حادثه قابل پیش بینی نیست ...!

مدیرکل حفاظت محیط زیست خوزستان از تخلیه مواد شیمیایی خطرناک «پتروشیمی بندر امام» به «خورموسی» خبر داد و   گفت: در اثر این آلودگی حدود 20 هزار ماهی تلف شده اند.


احمدرضا لاهیجان زاده در گفت وگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: پتروشیمی بندر شاهپور ( بندر اماااااااام اشغالگران ایران ) که مجاور «خورموسی» قرار دارد، دو روز پیش نوعی مواد شیمیایی خطرناک (استایرن) به خوریات تخلیه کرده که علاوه بر آلودگی این محل به خلیج فارس نیز راه پیدا کرده است.


 پتروشیمی بندر شاهپور( بندر اماااااام اشغالگران ) اما این آلودگی را نتیجه یک حادثه عنوان کرده است

و جالب اینکه علی اکبر صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی رژیم اشغالگر در مراسم تحویل موقت نیروگاه اتمی بوشهر ضمن تشکر از حامی فرصت طلب و باجگیرشان روسیه، از احداث یک واحد نیروگاه اتمی دیگر با کمک آنها در آینده نه چندان دور خبر داد و به کشورهای منطقه هم تضمین داد که هرگز نگران نباشند ، زیرا تمام ملاحظات ایمنی را به کمک رفقای باجگیر روسیشان لحاظ کرده اند

و این در حالیست که مردم بوشهر در حسرت داشتن آب شیرین همچنان مانده اند و تنها وعده می شنوند 

بوشهری هایی که ممکن است در اثر همان یک حادثه ناگهانی ، اولین قربانیان چرنوبیلی دیگر باشند .



 

ایران پدر،به روحت سوگند ایران دوباره احیاء خواهیم کرد

من نماینده کشاورزان در شورای عالی اقتصاد هستم، من نماینده 

روستاییان ایران هستم و اگر کسی از وزرا خیال کند که 

می‌تواند حق کشاورزان را بخورد من دربرابرش می‌ایستم


                       سلطنت بر ملت فقیر برای من هیچ لذتی ندارد

پاینده ایران

برقرار و پایدار باد سلسله پرافتخار و پرشکوه پهلویان

جاوید شاه .

اخوان ‌المسلمین مصر منحل و ممنوع ‌الفعالیت شد

به گزارش خبرگزاری فرانسه، دادگاهی در قاهره امروز با صدور حکمی گروه اخوان
  
المسلمین مصر را منحل و هر نوع فعالیت آن را در خاک مصر ممنوع اعلام و دارایی

های آن را نیز توقیف کرد.

دادگاه مصر اخوان‌المسلمین را ممنوع‌الفعالیت و تمامی اموال آن را مصادره کرد.

به گزارش ایسنا، به نقل از شبکه اسکای نیوز عربی، دادگاه قاهره پس از جلسه 

امروز (دوشنبه) خود اعلام کرد: فعالیت اخوان المسلمین از این پس غیرقانونی

است و تمام اموال آن به نفع دولت ضبط می‌شود.
 

رادیوی مستقل مهرایران، سخنی با شما

*راديوی مهر ايران* 


هر جمعه از ساعت ٩:٠٠ تا ٩:٣٠ شب به وقت تهران به مدت نیم ساعت از طريق موج كوتاه راديويی ١٩متر فركانس ١٥٦٨٠ كيلوهرتز پخش میشود 
اين برنامه ها هر دوشنبه در همان ساعت و بر روی همان امواج تكرار می شود.
برنامه های راديویی مهر ايران هر شب از ساعت ١٢:٣٠ شب به وقت تهران از طريق ماهواره هات برد كانالِ راديويي راديوجهانی هم تكرار مي شود.

 

نام کانال رادیویی: Radio Jahani



صدای رادیو، هر جمعه ساعت ۲۱:٠٠ تا ۲۱:٣٠ به وقت تهران

رادیو مهرایران مستقل است و از این طریق رضا پهلوی با مردم گفتگو می نمایند تا دست در دست هم مهین خویش را کنیم آزاد و آباد

آدرس الکترونیکی:
info@radiomehriran.org


  

تلفن رادیو برای تماس با برنامه : 001-301- 7604935

 پیام گیر: 0013017604935



دوشنبه، مهر ۰۱، ۱۳۹۲

پیام اعلیحضرت رضاشاه دوم به مناسبت آغاز سال تحصیلی در ایران




اول مهرماه ۱۳۹۲

هم میهنان عزیزم، دانشجویان، دانش آموزان، استادان و آموزگاران

فرارسیدن ماه مهر، ماه دانش آموزی و دانش پژوهی را به یکایک شما شادباش می گویم.

هم میهنم،

ما فرزندان سرزمینی هستیم به نام زیبای «ایران» که کوروش کبیر، منشور حقوق بشر را برای برقراری احترام به انسانیت و آزادی و یکسان زیستن با هم را برای جهانیان به ارمغان آورد. ما فرزندان سرزمین خیام، مولانا، فردوسی، حافظ، سعدی، پروین اعتصامی، فروغ، نیما، شاملو و مهد مهر، صلح و نیکی هستیم.


ما فرزندان سرزمینی هستیم که سرشار از نعمت های خدادادی و ثروت های طبیعی و انسانی است و سرلوحه زندگی مردمانش، پندارنیک، گفتار نیک و کردار نیک است.

هم میهنــم،

 بیش از ســه دهـه است که مــا مـردم ایـران مــورد بی مِهری و بیدادگری فرمانداران تمامیت خواه جمهوری اسلامی هستیم. جمهوری اسلامی به نام دین و معنویت و خدا برهمگان ستم می کند. مقام معلم، دانشگاه و دانشجو را تخریب و تضعیف می کنــد، علم زُدایـی می کنـد، تمـدن کشـی می کنـد، و زن را جنــس دوم می خواند. حقوق اقوام ایرانی، حقوق ادیان و باورهای ایرانی و دگراندیشان و دگرباشان را پایمال می کند.


خفقان و فقر و گرانی های کمرشکن، مردم ایران را آواره و راهی کشورهای دیگر می کند و سرمایه های ملی ایرانمان را در راه ترور و تروریسم حیف و میل می کند. بر زنان و مردان و کودکان سوریه جنایت می کند، هویت ایرانی را بدنام می کند و آبروی ملت با تمدن کهن ایرانزمین را متزلزل می کند و در جهان این مرز پرگُهر را منزوی می کند. در حالی که علی خامنه ایی، بر تخت ولایتی تکیه زده است، زنان و کودکان و مردان سرزمین ما بر کارتون ها می خوابند.

هم میهنم،

 زمان پُر کردن فاصله هایی که این نظام ایجاد کرده، رسیده است. زمان حکومت استبدادی یک نفره به پایان رسیده است.


زمان حرکت شکوهمند به سوی آزادی و حاکمیت بر سرنوشت خویش فرا رسیده است و امروز قهرمان اصلی تاریخ فردای ایران آزاد شما هستید.


نمونه های تاریخی زیادی همچون کُره، آلمان، ژاپن، و دیگر کشورهـــایی کــه بــه تـرقــی و پیشرفــت دست یــافتــه انــد را می توانیم الگوی راه خود قرار دهیم. علت پیشرفت این کشورها نه در تفاوت نژاد، هوش و یا شاخص دیگر بلکه در شیوه و سُنت مدیریت جامعه بوده است.


ژاپن، بعد از جنگ جهانی دوم، فقر شدید، تحریم های جهانی، سرخوردگی و فشارهای روانی، با امکانات و منابع طبیعی محدودش بر لبه پرتگاه بود که در زمانی بسیار کوتاه، امروز یکی از پیشرفته ترین کشورهای دنیاست.


و اما آنچه که باعث پیشرفت شگرف آور این کشور در سطح جهان شد، روش مدیریت و ادارۀ جامعه است. در ژاپن مسئولیت جمعی است. یعنی کل جمع، خود را مسئول می داند نه اینکه صرفا صاحب کارخانه یا رییس اداره خود را مسئول و همه کاره بداند.


نظام گذشته علیرغم همه پیشرفت های حاصله برای ایران پایدار نماند، چون اکثریت جامعه بیشتر مصرف کننده بود و خودشان در شکل گیری زیرساخت ها بندرت دخیل بودند.


سیستم یک جامعه می بایست بر اساس خِرد جمعی و مشارکت جمعی پایه ریزی شود. ما مردم ایران می بایست همگی مدیر زندگی خویش، مدیر خانه و خانواده و جامعه خویش باشیم، مسئول باشیم و مسئولیت پذیر.


بی تفاوت ننشینیم در انتظار یک نفر یا عده ای محدود تا همۀ مسئولیت ها را به تنهایی به دوش بکشند. لازمه ترقی، رفاه، رشد و توسعه پایدار جامعه برای ایران فردا، سهیم شدن در فرایند خِرد و مسئولیت پذیری جمعی در تقویت زیرساخت ها است.


ما مردم ایران می توانیم و می بایست تلاش کنیم تا با هم در یک حرکت و همآهنگی ملی، کشورمان را برای فرزندانمان دوباره از نو بسازیم.


اینجا خانه خود شماست، بیاییم در این خانه مُشترک، فضای گفتمان جمعی را ایجاد کنیم. درد ودل، انتقادها، پشنهادها و راهکارهای ممکن را بیان کنیم تا به مشکلات ایران و ایرانمان بپردازیم. ازدیروز پُلی بسازیم تا بتوانیم با هم از امروز گُذر کنیم و به فردای بهتر آنچنانکه شایسته هر ایرانی است برسیم.
فردای ما بهتر از دیروز خواهد بود


پاینده ایران

رضا پهلوی